3Jokes . com

Funny Jokes, Funny Pictures

tmplt

خبرنامه

   RSS Feed  کانال تلگرام
   RSS Feed  فبسیوک
   RSS Feed  عضویت در خبرخوان
   RSS Feed  خبرنامه با ایمیل
   RSS Feed  راهنمایی




ارسال مطلب

جوک، اس ام اس و مطالب جالب خود را برای ما بفرستید.

فرستادن مطلب (کلیک کنید)

شماره ارسال SMS از طریق موبایل: 0935-6243988


تبادل لینک


13 May, 2006

جوک های سری 2

حیف نون رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش می پرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن می دون؟! یارو می گه: برای این که به نفر اول جایزه می دن. حیف نون یوخده فکر می کنه، می پرسه: پس بقیه شون واسه چی دارن می دون!!

حیف نون دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده روی دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌کارش بهش می گه: تو که فرغون داری،‌ چرا این ها رو می گذاری روی کولت؟! حیف نون می گه: ‌اون دفعه با فرغون بردم، چرخش پشتم رو اذیت می‌کرد !

حیف نون داشته بالای یک ساختمون پنجاه طبقه کار می کرده، یهو یکی از اون پایین داد می زنه: هوی اصغر! خونه تون آتش گرفته، زن و بچه ات سوختن، مردن! حیف نون هم می گه: دیگه این زندگی برای من معنی نداره، خودش رو از اون بالا پرت می کنه پایین. همین جور که داشته می افتاده، یهو به خودش می گه: اِااه.. من که بچه ندارم! دوباره یه خورده می ره، یهو می گه: اِاِاه.. من که زن ندارم! می رسه نزدیکای زمین، می گه: اِاِااه..! من که اصغر نیستم!

حیف نون سوار یه خره عکس می گیره. عکس رو می فرسته برای مادرش، زیر عکس می نویسه: سلام بر ننم، بالایی منم!

حیف نون دو تومنیش می افته توی جوب، یه پنج تومنی از تو جوب بر می داره، سه تومن می اندازه توی جوب!

حیف نون داشته می رفته ماشین بخره، زنش ازش می پرسه: داری کجا می ری؟ می گه: دارم می رم ماشین بخرم. می گه: ایشاالله بگو. حیف نون می گه: برو بابا دلت خوشه! ماشین خریدن که ایشاالله گفتن نداره. از قضا می ره تو راه پولشو می دزدن. دست از پا دراز تر بر می گرده خونه، در می زنه. زنش می گه: کیه؟ می گه: ایشالله منم!

حیف نون نشسته بوده تو تاکسی که یک زنه خیلی چاق سوار می شه. حیف نون برمی گرده به زنه می گه: می بخشید خانم، اسم شما چیه؟ زنه می گه: غنچه! حیف نون می گه: وای تو باز بشی چی می شی؟!

یه جشنواره شکار بوده تو جنگل های آمازون. یه آمریکاییه بوده، یه انگلیسیه و حیف نون! آمریکاییه می ره چند تا خرگوش و گوزن می زنه، انگلیسیه هم می ره چند تا آهو و خرگوش و یه چند تا حیوون دیگه می زنه. نوبت حیف نون می رسه، می ره دو تا خرگوش میاره، بهش می گن: چی شد، فقط همین دو تا رو زدی؟! می گه: نه، والله من چند تا "دونتشوت" هم زدم اما خیلی بزرگ بودن نتونستم بیارمشون. می گن: دونشوت دیگه چیه؟ این چه نوع حیوونیه؟! حیف نون می گه: من هم نمی دونم، اما یه حیوونایی وایساده بودن هی می گفتند:Don't shoot, Don’t shoot !

حیف نون واستاده بوده دم ترمینال می خواسته بره شمال. خلاصه یک سواری گیر میاره، همین که سوار می شه، آرم بنزه توجهشو جلب می کنه. از راننده می پرسه: آقای راننده، می بخشید این یارو چیه؟ رانندهه می گه: این آرمشه. حیف نون می گه: آرم چیه، فحشه؟! می گه: نه بابا، این سمبلشه، نشونه ماشینه. حیف نون می گه: آهان! پس نشونه شه، فهمیدم! خلاصه راه می افتند. همین جوری که داشتن تو جاده می رفتن یه دفعه یه پیرمرده و خرش میان وسط جاده. راننده با هزار بدبختی ردشون می کنه و می گذره، بعد بر می گرده تو آینه نگاه می کنه می بینه خره یه ور پرت شده پیرمرده هم یه ور. می گه: اِه! من که نزدم بهشون؟! حیف نون می گه: برو بابا! نشونه شه، نشونه شه! اگه من در رو باز نکرده بودم که نمی خورد بهشون!

حیف نون زنش حامله بوده، نگاه می کنه به شکم زنش، می گه: خانم جان این چیه؟ می گه: بچه است. می گه: دوستش داری؟ می گه: آره خوب، معلومه. می گه: پس چرا قورتش دادی؟!

حیف نون ده هزار تومن تو جیبش بوده می خواسته بره مواد بگیره. تو راه نیرو انتظامی رو می بینه، پول ها رو پرت می کنه توی جوب فرار می کنه!

حیف نون در حالی که در ساحل دریا قدم می زده، چراغ جادو پیدا می کنه، شروع می کنه تمیز کردنش که یه دفعه غوله از توش در میاد و می گه: من غول چراغم. هر چی می خوای آرزو کن تا برات برآورده کنم! حیف نون می گه: وسط دریا یه اتوبان بزن! غوله می گه: این درخواست خیلی بزرگیه. من فکر نمی کنم این کارو بتونم انجام بدهم... حیف نون یه کم فکر می کنه، می گه: باشه، منو آدم کن! یهو غوله می گه: می خواهی اتوبان دو بانده باشه یا چهار بانده؟

حیف نون رو می خواستند اعدام کنند. بهش می گن: ما بهت یک تخفیف می دیم، تو حق داری نوع مرگت رو انتخاب کنی. حیف نون هم اتاق گاز رو انتخاب می کنه. خلاصه می گیرند می برنش تو یه اتاقی، حیف نون نگاه می کنه می بینه اتاقه سقف نداره! می زنه زیر خنده، می گه: هِه هِه! اتاق گاز این ها رو ببین! بهش می گن: بخند! وقتی کپسول های گاز افتادند رو سرت، اون وقت می فهمی!

حیف نون و دو نفر دیگر رو می خواستن اعدام کنند. به اولی می گن: چه جور می خوای اعدامت کنیم؟ با گیوتین؟ یا تیربارانت کنیم؟ می گه: با گیوتین. میان اعدامش کنن، یه دفعه وسط راه گیوتین گیر می کنه و پایین نمیاد. می گن قسمت تو این بوده، خدا نمی خواسته تو کشته بشی، آزادش می کنن. از نفر دوم می پرسن تو رو چه طور اعدام کنیم؟ می گه من هم با گیوتین. این بار هم موقع اعدام گیوتین گیر می کنه، نفر دوم هم بخشیده می شه. نوبت حیف نون می رسه. ازش می پرسن شما رو چه جوری اعدام کنیم؟ می گه: گیوتین که خرابه، منو تیرباران کنید!

حیف نون مجری مسابقه بیست سوالی می شه، یارو ازش می پرسه، جانداره؟ می گه: نه. می پرسه: تو جیب جا می شه؟ حیف نون کلی فکر می کنه، بعد می گه: تو جیب جا می شه ولی مواظب باش جیبت ماستی نشه!

حیف نون تو مانور شرکت می کنه، اسیر می شه!

تریاکیه پیغامگیر می خره، پیغامشو می ذاره: هَشتم... ولی خَشتَم!

حیف نون زمین می خوره، برای این که سه نشه تا خونه سینه خیز می ره!

Labels:



لطفا برای حمایت از ما از محصولات فروشگاه دیدن کنید:

Copyright by www.3Jokes.com