3Jokes . com

Funny Jokes, Funny Pictures

tmplt

خبرنامه

   RSS Feed  کانال تلگرام
   RSS Feed  فبسیوک
   RSS Feed  عضویت در خبرخوان
   RSS Feed  خبرنامه با ایمیل
   RSS Feed  راهنمایی




ارسال مطلب

جوک، اس ام اس و مطالب جالب خود را برای ما بفرستید.

فرستادن مطلب (کلیک کنید)

شماره ارسال SMS از طریق موبایل: 0935-6243988


تبادل لینک


20 May, 2006

قدرت اندیشه

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود. پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد:

"پسر عزیزم!
من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو این جا بودی، تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو این جا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.
دوستدار تو پدر"

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد:

"پدر! به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آن جا اسلحه پنهان کرده ام."

ساعت 4 صبح فردا، 12 نفر از مأموران اف بی آی و افسران پلیس محلی دیده شدند، و تمام مزرعه را شخم زدند، بدون این که اسلحه ای پیدا کنند. پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟ پسرش پاسخ داد:

"پدر! برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از این جا می توانستم برایت انجام بدهم!"

نتیجه اخلاقی:
هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید. مانع ذهن است. نه این که شما یا یک فرد، کجا هستید...

Labels:



لطفا برای حمایت از ما از محصولات فروشگاه دیدن کنید:

Copyright by www.3Jokes.com