3Jokes . com

Funny Jokes, Funny Pictures

tmplt

خبرنامه

   RSS Feed  کانال تلگرام
   RSS Feed  فبسیوک
   RSS Feed  عضویت در خبرخوان
   RSS Feed  خبرنامه با ایمیل
   RSS Feed  راهنمایی




ارسال مطلب

جوک، اس ام اس و مطالب جالب خود را برای ما بفرستید.

فرستادن مطلب (کلیک کنید)

شماره ارسال SMS از طریق موبایل: 0935-6243988


تبادل لینک


07 June, 2007

جوک های سری 26

آقای دست و دلباز 25 تومانی تو دستش عرق می کنه، می گه هر چی گریه کنی خرجت نمی کنم!

آقاهه می ره خارج، ازش می پرسن اسمت چیه؟ می گه:
sun god between two water gold shit dear wife
شمس اله میان دو آبی زرگنده زنجانی
فرستنده جوک: الهه

یه آبادانیه با یه فرانسویه راه می رفتن، فرانسویه می گه: ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که آبادانیه چشمش به برج آزادی افتاد، یهو گفت: ای بابا، این که الان این جا نبود!

دکتر از دیوانه پرسید: تو رو برای چی به تیمارستان آورده اند؟ دیوانه گفت: بدون هیچ دلیلی، فقط به خاطر این که من معتقدم جوراب نخی خیلی بهتر از جوراب نایلون هست. دکتر گفت: این که دلیل نشد، منم معتقدم جوراب نخی بهتر از جوراب نایلون هست. دیوانه گفت: چه جالب! راستی شما جوراب نخی رو با سس سفید می‏خورید یا با سس گوجه فرنگی؟
فرستنده جوک: مهسا

فیله و مورچه هه با هم ازدواج می کنن فیله می میره مورچه هه می گه: بدبخت شدم! حالا باید تا آخر عمر براش قبر بکنم!

یکی یه روباه مرده می بینه با خودش می گه: خوب شد مرده و گر نه گولم می زد!

یه نفر می ره دکتر می گه آقای دکتر هیچ کس منو تحویل نمی گیره. دکتره می گه: نفر بعدی!
فرستنده جوک: مارال

سوسکه می خواسته خودکشی کنه، می ره کنار دمپایی می خوابه!

گوسفنده قرص شادی آور (اکس) می‌خوره می‌ره سر چهار راه می‌ایسته می‌گه: دربست کشتارگاه!

یه دختر مسیحی میره پیش یه کشیش، می گه: ببخشید، من هر دفعه از جلوی آینه رد می شم، به خودم می گم من چه قدر خوشگلم، من گناه می کنم؟ کشیشه میگه: نه دخترم شما گناه نمی کنی، اشتباه می کنی!

یه نفر می خواسته خودکشی کنه با یه ظرف غذا می ره روی ریل می خوابه. بهش می گن تو اگه می خوای خودکشی کنی دیگه واسه چی غذا برمی داری؟ می گه اومدیم و قطار یه هفته دیگه اومد!

یه روز یکی می ره بقالی، میگه: آقا صابون داری؟ می گه: آره. مرده می گه: پس لطفا دستات رو بشور، به من یه کیلو پنیر بده!
فرستنده جوک: محمد

یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون. یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»! زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟ گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»!

از یه نفر می پرسن: چرا قرص هات رو به موقع نمی خوری؟ می گه: می‌خوام میکروب ها رو غافلگیر کنم!


جوک های سری 25جوک های سری 27

Labels:



لطفا برای حمایت از ما از محصولات فروشگاه دیدن کنید:

Copyright by www.3Jokes.com