3Jokes . com

Funny Jokes, Funny Pictures

tmplt

خبرنامه

   RSS Feed  کانال تلگرام
   RSS Feed  فبسیوک
   RSS Feed  عضویت در خبرخوان
   RSS Feed  خبرنامه با ایمیل
   RSS Feed  راهنمایی




ارسال مطلب

جوک، اس ام اس و مطالب جالب خود را برای ما بفرستید.

فرستادن مطلب (کلیک کنید)

شماره ارسال SMS از طریق موبایل: 0935-6243988


تبادل لینک


18 August, 2007

جوک های سری 30

حیف نون می ره در خونه دوستش، هر چی در می زنه کسی در رو باز نمی کنه. با خودش می گه فکر کنم در خرابه، بهتره زنگ بزنم!

پسره اون قدر به دوست دخترش نامه می ده که بالاخره دختره با نامه رسون ازدواج می کنه!
فرستنده جوک: سایه و آرش

یه روز یه آدم مهم برای بازدید به یه تیمارستان رفته بوده. موقع بازدید یکی از دیوونه‏‌ها شروع می‌کنه به مسخره کردن طرف. یارو عصبانی می‌شه و می گه: مردک، تو خجالت نمی‌کشی؟ من فلانی هستم! در همین حین یه دیوونه دیگه از اون طرف میاد سراغش و می گه: اونی رو که اون گوشه نشسته می‏بینی؟ وقتی اومد این جا می‏گفت: من ناپلئون بناپارتم، الان خوب شده، تو هم خوب می‏شی.

یه آمریکاییه می خواد حال حیف نون رو بگیره می بردش آمریکا بهش می گه زمین رو بکن اونم می کنه. بعد از ده متر کندن می رسن به یه سیم. آمریکاییه می گه این یعنی ما صد سال پیش تلفن داشتیم. حیف نون می گه حالا تو بیا بریم شهر ما. اون جا بهش یه بیل می ده می گه بکن. صد متر می کنن به هیچی نمی رسن! حیف نون می گه این یعنی ما صد سال پیش موبایل داشتیم!

از حیف نون می پرسن از این که همسرت را عزیزم خطاب می کنی چه احساسی داری؟ می گه احساس گناه! می گن چرا؟ می گه آخه اسمش یادم نیست!

از حیف نون می پرسن تو جوونیات ورزش می کردی؟ می گه هالتر می زدم. می پرسن حالا چی؟ می گه حالا حال ندارم، تِر می زنم!
فرستنده جوک: شهرزاد

حیف نون سوار گاو می شه... گاوه هی می گفته: موو موو... حیف نون می گه خفه شو! اول مو بعد تو!

حیف نون می ره جهنم، دمپاییشو پرت می کنه توی بهشت، به خدا می گه: برم دمپاییمو بیارم؟
فرستنده جوک: 0935xxxx180

حیف نون یه جسد می بره پزشکی قانونی. بهش می گن: چه طور مرده؟ می گه: سم خورده. می گن: پس چرا زخمیه؟ می گه: آخه نمی خورد!

یه نفر داشته توی دریا غرق می شده، بلند بلند داد می زده: کمک! من شنا بلد نیستم! حیف نون داشته رد می شده، می گه: حالا من تنیس بلد نیستم، باید داد بزنم؟

حیف نون با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش می گه: اگه می دونستم این قدر نزدیکه با ماشین می آمدم!
فرستنده جوک: علی

اتوبوسی آرام از سرازیری خیابان پایان می‌رفت و حیف نون به دنبال آن می‌دوید. یه نفر بهش گفت: فکر نمی‌کنم بتونی بهش برسی. حیف نون با نگرانی گفت: دعا کن برسم، چون من راننده آن اتوبوسم!


جوک های سری 29جوک های سری 31

Labels:



لطفا برای حمایت از ما از محصولات فروشگاه دیدن کنید:

Copyright by www.3Jokes.com