20 June, 2010
جوک های بامزه سری 65
از حیف نون می پرسن نظرت راجع به زلزله چیه؟
می گه طرح خوبیه، تکان دهنده است!
فرستنده: 0935xxxx221
حیف نون به سن بلوغ می رسه، دم در میاره!
فرستنده: 0938xxxx152
اصفهانیه ماشین می خره، می ده تا براش جلدش کنند.
فرستنده: 0913xxxx451
حیف نون می ره خونه، می بینه یکی دیگه کنار زنش خوابیده، می گه این قدر بدم میاد بعضی ها ادای منو در میارن!
فرستنده: 0936xxxx627
سربرگ انشای حیف نون: "به نام خدایی که هرچه می کشیم از اوست"!
فرستنده: 0937xxxx496
حیف نون اول محرم پشت ماشینش می نویسه: "خیلی از دستت دلخورم یزید!"
فرستنده: 0937xxxx280
این یکی به اون یکی دو تا انگشت نشون می ده، می گه: این چند تاست؟
اون یکی می گه: کدوم یکی؟!
زن و شوهری داشتن با هم دعوا می کردند، شوهر می گه: من فقط به خاطر این که بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم.
زنه می گه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
یه نفر در کندوی عسل رو بر می داره، می بینه یه زنبوره می گه اِهم!
فرستنده: مشدلی از همدان
حیف نون منچ بازی می کنه، مار نیشش می زنه!
فرستنده: 0913xxxx865
یک روز حیف نون می ره نارنگی بخره، اسم نارنگی یادش نمی یاد. بعد می گه: "آقا به من 2 کیلو پرتقال کم باد بده!"
مزاح جالب پیامبر اکرم (ص) با امیرالمومنین(ع)
«نشسته بودند دور هم خرما می خوردند. هسته خرماهایش را یواشکی می گذاشت جلوی علی(ع). بعد از مدتی گفت: «کسی که هسته خرمای بیشتری جلویش باشد از همه بیشتر خورده است!» همه نگاه کردند. جلوی علی(ع) از همه بیشتر بود. علی(ع) گفت: «ولی من فکر می کنم کسی که خرماهایش را با هسته خورده از همه بیشتر خورده است.» همه نگاه کردند. جلوی پیامبر(ص) هسته خرمایی نبود.»
زنی بچه به بغل سوار اتوبوس شد. راننده اتوبوس گفت: "بچه ی شما زشت ترین بچه ای است که در عمر دیده ام." به زن خیلی برمی خورد. زن به مسافری که در کنار او نشسته است می گوید: "شنیدید راننده چه توهینی به من کرد؟"
مسافر می گوید: "این میمون رو بده به من، برو پیش رئیس اتوبوسرانی ازش شکایت کن!"
این لطیفه به عنوان بهترین لطیفه ی جهان از نظر کاربران انگلیسی معرفی شد.
Labels: Joke
| بازگشت به صفحه اصلی | Posted by Amin @ 1:21 PM |
| حقوق معنوی (کپی رایت) این نوشته |
